۰۴
«امروز از خودم بیخود شدهام»
این را به تصویرم در آب فوارهای میگویم که درست زیر بالکن طبقه دومم قرار دارد.
آب موج برمیدارد و درخشش برنزی سکههای یکسنتی، دو چهرهام را به تصویرهایی تکهتکه و محو بدل میکند.
ته کیسه پلاستیکی پر از سکههای دهسنتی، پنجسنتی و یکسنتیام را پاره میکنم و همه را در آب میریزم تا تماشا کنم که چگونه تصویرهای ظریف و شکنندهام در هم میشکنند و زیر انبوه سکهها فرو میروند.
دور میشوم.
دوباره یکی شدهام.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!